Statement of Record

Aba Abedin: Poems 14 & 15

A

Poem 14

Any poem I start with your name
smells like fire.
It is like living in a house that
has been burning for years,
it is like living with someone who is always with me
yet lives far away.

But still,
I pray for your eyes in which
hope lives.

A hope,
like a father going gray
waiting for his daughter—
This poem is a gift—
spring is sprung! It’s been years since
anyone had the courage to smile…

What part of this dream
would make you come back to me Watching you, standing out of the frame
and hugging gently the man who used to say
—“we’re together though one of us is always absent”—

Now you can open the windows
and welcomes the sun…apologize to the birds for your absence!
Maybe on that day the citrus will bloom
or the garden will suck you into its heart.

Climb out from your picture,
walk around,
and read the poem of the man who smells smoke.

 

شعر چهاردهم

هر شعر را
که با تو شروع می کنم،
بوی آتش می دهد.
انگار دارم
در خانه ای که سالهاست
به سوختنش ادامه می دهد
با کسی زندگی می کنم
که هیچ راهی
برای آمدنش دور نیست،
اما نمی شود برای چشم هایش دعا نکرد
که هرچه کرد
چشم هایش ماندند
تا امید،
زهرِ دردگینی باشد
که نوشِ تلخی های پدری شده
که گوش براه قدم های دخترش
موهایش را هم سپید می کند.
شعر که پیشکش،
بهار که جای خود،
سالهاست که هیچ کس جرات نکرده شبیه ماه بخندد،
حرف بزند
راه برود، برود.
کدام قسمت از این خواب تو را به آمدن تعبیر می کند
که حتی برای یک بار هم که شده
اگر چشم باز کردم
تورا ببینم که از قاب بیرون زده ای
و آرام مردی را در آغوش گرفته ای
که تا دیروز می گفت:
_ما دو نفریم
که یک نفرمان هیچ وقت نیست_
حالا می توانی پرده ها را کنار بزنی
به استقبال خورشید بروی
و از تمام پرنده ها
برای نبودنت عذر بخواهی
شاید آنروز بهار نارنج شکوفه داد
یا باغ ترنج تورا میان سینه اش نفس کشید
کافیست از قاب خودت بیرون بیایی،
چرخی بزنی،
و تلخ ترین شعر مردی را بخوانی
که هنوز بوی آتش می دهد.

Poem 15

What a strange world is the animals’ world.
Their lives simple,
neither poet nor in love…

Sometimes,
they travel with a flock, so as not to be alone.
They travel to a place where
they can cry themselves to death
or
they can die often and anonymously.
Sometimes,
they kill their own kind
and no one asks why.

If we were not poets,
I would watch your wild eyes as the days pass.
Sometimes,
you would be so wild I would become
Your prey—
easy to stalk but not easy to lose!
You would be a predator with
a cruel heart
like those beasts
with sensuous eyes.
I have lost my flock,
you’re the best hunter.

We poets were not in love,
and if we had been,
it would not have saved us.

 

شعر پانزده

حیوانات، دنیای عجیبی دارند،
همیشه همه چیزشان
همان طور است که باید.
نه شاعر می شوند
نه عاشق
تنها گاهی برای اینکه تنها نمانند
با گله شان سفر می کنند
به جایی که می شود
یک دل سیر گریه کرد
یا برای چند سال
انقدر مُرد
که وقتی برمی گردند
کسی آنها را نشناسد.
گاهی رقیبشان را می کشند
و هیچ کس از آنها نمی پرسد چرا؟
همه چیز سر جای خودش
وای! اگر شاعر نمی شدیم
هرچقدر می گذشت
چشم هایت را وحشی تر می دیدم
گاهی انقدر درنده می شدی
که آدم دوست داشت
صیدی باشد
که به راحتی بدست می آید،
اما به راحتی از دست نمی رود
تا باشی از این درنده ها
که رحم سرشان نمی شود!
اما تو،
همیشه یک جای چشم هایت می لنگد
انگار نه انگار
که از گله دور افتاده ام
تا ثابت کنی
بهترین شکارچی دنیا خواهی بود
باورکن!
ما شاعر ها
عاشق نمی شویم
و اگر شدیم
دیگر کسی نمی تواند نجاتمان بدهد.

Shohreh Laici

Shohreh Laici (born 1986) is a Tehran-based author and literary translator. Her works are forthcoming in Asheville Poetry Review, Two Lines Press, and Ezra: An Online Journal of Translation, and World Literature Today.  In addition, Laici has produced a variety of video art and performance art pieces exploring the notion of femininity, language, and social taboos. Her controversial performance work, titled “Hills Like White Elephants,” is loosely based on Ernest Hemingway’s short story, explored the concept of abortion in Iranian patriarchal society.

About the author

Aba Abedin (born 1988) is an Iranian poet, writer, and scholar of Persian literature. His first book, The Cloudy Man, was published by Negah Publishing Center, 2015, Tehran.  His play, Swinging on the Dock, was produced by Ibn Sina Cultural Center, 2014, Tehran. Aba's second book, including long and micro-poems, is forthcoming, and many of these poems have previously appeared in Iranian literary journals.

Statement of Record